سعى بين صفا و مروه

سعى بين صفا و مروه

(نهمين عمل از اعمال حج)

پس از انجام نماز طواف حج ، بايد هفت مرتبه فاصله بين «صفا» و «مَروه» را كه امروزه به صورت سالنى ساخته شده و كنار مسجدالحرام قرار دارد بپيمايد.

كيفيت سعى :

1 - به همان نحو است كه در سعى عمره تمتع گذشت بدون هيچ تفاوت مگر در نيّت كه در اينجا بايد به نيّت سعى حج بجا آورد .

2 ـ سعى، بايد از «صفا» آغاز و به «مروه» ختم شود.

3 ـ پيمودن فاصله «صفا» تا «مروه» يك مرتبه و برگشتن از «مروه» به «صفا» مرتبه دوّم به حساب مى آيد; بنابراين هفت شَوْطِ (1) سعى بر «مروه» ختم مى شود.

4 ـ نشستن و استراحت كردن و رفع خستگى بر صفا و مروه و در بين آنها جايز است و اگر در بين سعى باشد، بايد از همانجا كه سعى را قطع كرده است، ادامه دهد.

5 ـ سعى بين صفا و مروه لازم نيست با وضو و طهارت انجام شود، گرچه احتياط مستحب است.

6 ـ سعى در طبقه دوّم، چون بالاتر از دو كوه مى باشد اشكال دارد.

سعي بين صفا و مروه سعي بين صفا و مروه
سعي بين صفا و مروه سعي بين صفا و مروه


(1) - شوط: درلغت به معناى نهايت دويدن تاهدف و در اينجا به معنى يك بار دور زدن اطراف كعبه و يك بار پيمودن فاصله صفا تا مروه، يا مروه تا صفا مى باشد.

دو نکته مهم در آداب حج

دو نکته مهم در آداب حج

حفظ چشم از نگاه به نامحرمان و رهایی از قید و بند دنیا و دلبستگی هایش دو نکته مهمی که زائر باید برای قبولی حج خود به آن ها توجه داشته باشد؛ در ادامه به توضیح ان ها می پردازیم.

حج
حفظ چشم از نگاه‌ به نامحرمان

زائران حج معمولاً یا مجرد هستند، یا بدون همسر به زیارت رفته‌اند و یا اگر با همسر موفق به زیارت خانه خدا شده‌اند، به خاطر کثرت زائران و کمبود جا، به ناچار باید در طبقاتی از هتل جدای از یکدیگر باشند. و علاوه بر این در احرام عمره تمتّع، و حجّ تمتّع باید به عنوان واجب شرعی محرمات احرام را رعایت کنند؛ از این جهت ممکن است شیطان دست به کار شده، آنان را به سوی غریزه شهوت سوق دهد؛ به خصوص زن نامحرمی که هنگام ادای مناسک حج گِردی صورتش باید بدون پوشش باشد. اینجاست که زائر باید توجه داشته باشد که هر لحظه امکان دارد از طریق چشم چرانی ـ آن هم در حرم امن الهی ـ در خطری عظیم قرار گیرد.

پس باید با کمک گرفتن از حضرت حق و توجه به قیامت، و برای این که حجّش آمیخته با چشم‌چرانی نگردد، از این گناه زشت (چشم‌چرانی و نگاه به صورت و اعضای ناموس دیگران) بپرهیزد.

امیرمؤمنان (علیه السلام) در روایاتی چنین می‌فرماید:

«چشم‌ها دام‌های شیطان‌اند».(1)

« کوری چشم بهتر است از بسیاری از نگاه‌ها!».(2)

«کسی که چشمش را در نگاه کردن آزاد بگذارد، اندوهش بسیار می‌شود».(3)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) درباره نتیجه خودداری از چشم‌چرانی می‌فرماید: اگر مرد مسلمانی نگاهش به زنی افتد و چشم فروبندد، خدای تعالی توفیق عبادتی به او عنایت می‌کند که شیرینی‌اش را در دلش حس می‌کند

یکی از مسائل مهمی که امام رضا (علیه السلام) در پاسخ پرسش‌های محمد بن سنان نوشتند، این بود:

نگاه کردن به موی زنان شوهردار و دیگر زنان به این سبب حرام شده که باعث تحریک مردان می‌شود، و این تحریک، به فساد و ارتکاب اعمال حرام و ناشایست منتهی می‌گردد، هم‌چنین صورت و اندام زنان که مانند مو به علت زیبایی‌اش موجب تحریک و هیجان شهوت می‌شود. (4)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) درباره نتیجه خودداری از چشم‌چرانی می‌فرماید:

اگر مرد مسلمانی نگاهش به زنی افتد و چشم فروبندد، خدای تعالی توفیق عبادتی به او عنایت می‌کند که شیرینی‌اش را در دلش حس می‌کند.(5)

شهوت
رهایی از هر قید و بند

برخی از زائران در وطن برای خود سرگرمی‌ها و مشغولیت‌هایی دارند که در طول سفر، حتی در انجام مناسک حج، قلب و باطنشان متوجه آنهاست و حجّ خود را در بی‌خبری و غفلت انجام می‌دهند. و جمعی از زائران نیز در این سفر، دل‌مشغولی‌هایی برای خود می‌سازند که از لذت معنوی این سفر الهی و ملکوتی بی‌بهره می‌شوند. عده‌ای از آنان با آرامش و امنیت خاطر، سفر می‌کنند ولی با تماس‌های مکرری که از مدینه و مکه با اهل و عیال و دوستان ومراکزکسب‌وتجارتشان می‌گیرند، به‌طرف ناامنی و اضطراب درون می‌روند و از حجّ ابراهیمی باز می‌مانند.

چه خوب است که زائر از ابتدای سفر، زمینه فراغت بال و امنیت خاطر را برای خود فراهم سازد و در این مدت کوتاه خود از تعلقات مادی دست شسته، مناسک حج را فقط با یاد خدا و توجه به قیامت سپری کند، و از اعمال روح‌بخش حج، درس بگیرد؛ درس اخلاص، تسلیم، وفاداری، قطع علایق مانع از عبادت،‌صفا و یکرنگی،‌ توجه به قیامت، جهاد با نفس، مؤدب شدن به آداب اسلامی... و پس از بازگشت از سفر، سرمشق و الگوی حسنه‌ای برای خانواده و دیگران شود.

خداوند بندگانش را به انواع سختی‌ها امتحان می‌کند،‌ و با کوشش‌ها و مجاهدت‌های گوناگون به بندگی و عبادت وامی‌دارد، و به اموری که ناخوشایند به نظر می‌رسد، می‌آزماید، تا کبر و تکبر را [که از اوصاف شیطان است و سبب رجم و لعن او شد] از دل‌هایشان بیرون نماید، و فروتنی و خاکساری را در جانشان بنشاند، تا با این‌گونه آزمایش‌ها، درهای فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید و اسباب عفو و گذشتش را به آسانی به آنان عنایت فرماید

به راستی اگر در این سفر معنوی انسان با گذشته‌اش تفاوتی نکند، و در اعمال و اخلاقش تغییری حاصل نگردد، بهره‌ای از این سفر معنوی نبرده و حاجی به معنای واقعی نگشته!

مناسک، قوانین، عبادات و واقعیات این سفر، امتحانی از جانب خدا برای بندگان است،‌ تا در فضای این امتحان و تحمل مشقت‌های این عرصه و انجام صحیح مناسک، از زشتی‌ها پاک شوند و به ارزش‌ها و فضایل آراسته گردند.

امیر‌مؤمنان (علیه السلام) در رابطه با شهر مکه ـ که در دل کوه‌های سخت و ریگزارها و خاک و رمل قرار گرفته و کعبه که با سنگ‌های خارا و معمولی ساخته شده، و مشعر و عرفات و منا که در پستی ها و بلندی‌ها و فاقد طراوت و خرّمی و خالی از باغ و بستان و گلزار قرار گرفته ـ‌ ‌می‌فرماید:

«ولی خداوند بندگانش را به انواع سختی‌ها امتحان می‌کند،‌ و با کوشش‌ها و مجاهدت‌های گوناگون به بندگی و عبادت وامی‌دارد، و به اموری که ناخوشایند به نظر می‌رسد، می‌آزماید، تا کبر و تکبر را [که از اوصاف شیطان است و سبب رجم و لعن او شد] از دل‌هایشان بیرون نماید، و فروتنی و خاکساری را در جانشان بنشاند، تا با این‌گونه آزمایش‌ها، درهای فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید و اسباب عفو و گذشتش را به آسانی به آنان عنایت فرماید».(6)

پی نوشت ها:

1. میزان الحکمه، ج13، ص6314 ـ 6316.

2.همان.

3. همان.

4. عیون اخبار الرضا، ج2، ص97.

5. کنز العمال، 13059.

6 . نهج البلاغه، خطبه 234؛ (معروف به خطبه قاصعه).

دو نکته مهم در آداب حج

دو نکته مهم در آداب حج

حفظ چشم از نگاه به نامحرمان و رهایی از قید و بند دنیا و دلبستگی هایش دو نکته مهمی که زائر باید برای قبولی حج خود به آن ها توجه داشته باشد؛ در ادامه به توضیح ان ها می پردازیم.

حج
حفظ چشم از نگاه‌ به نامحرمان

زائران حج معمولاً یا مجرد هستند، یا بدون همسر به زیارت رفته‌اند و یا اگر با همسر موفق به زیارت خانه خدا شده‌اند، به خاطر کثرت زائران و کمبود جا، به ناچار باید در طبقاتی از هتل جدای از یکدیگر باشند. و علاوه بر این در احرام عمره تمتّع، و حجّ تمتّع باید به عنوان واجب شرعی محرمات احرام را رعایت کنند؛ از این جهت ممکن است شیطان دست به کار شده، آنان را به سوی غریزه شهوت سوق دهد؛ به خصوص زن نامحرمی که هنگام ادای مناسک حج گِردی صورتش باید بدون پوشش باشد. اینجاست که زائر باید توجه داشته باشد که هر لحظه امکان دارد از طریق چشم چرانی ـ آن هم در حرم امن الهی ـ در خطری عظیم قرار گیرد.

پس باید با کمک گرفتن از حضرت حق و توجه به قیامت، و برای این که حجّش آمیخته با چشم‌چرانی نگردد، از این گناه زشت (چشم‌چرانی و نگاه به صورت و اعضای ناموس دیگران) بپرهیزد.

امیرمؤمنان (علیه السلام) در روایاتی چنین می‌فرماید:

«چشم‌ها دام‌های شیطان‌اند».(1)

« کوری چشم بهتر است از بسیاری از نگاه‌ها!».(2)

«کسی که چشمش را در نگاه کردن آزاد بگذارد، اندوهش بسیار می‌شود».(3)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) درباره نتیجه خودداری از چشم‌چرانی می‌فرماید: اگر مرد مسلمانی نگاهش به زنی افتد و چشم فروبندد، خدای تعالی توفیق عبادتی به او عنایت می‌کند که شیرینی‌اش را در دلش حس می‌کند

یکی از مسائل مهمی که امام رضا (علیه السلام) در پاسخ پرسش‌های محمد بن سنان نوشتند، این بود:

نگاه کردن به موی زنان شوهردار و دیگر زنان به این سبب حرام شده که باعث تحریک مردان می‌شود، و این تحریک، به فساد و ارتکاب اعمال حرام و ناشایست منتهی می‌گردد، هم‌چنین صورت و اندام زنان که مانند مو به علت زیبایی‌اش موجب تحریک و هیجان شهوت می‌شود. (4)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) درباره نتیجه خودداری از چشم‌چرانی می‌فرماید:

اگر مرد مسلمانی نگاهش به زنی افتد و چشم فروبندد، خدای تعالی توفیق عبادتی به او عنایت می‌کند که شیرینی‌اش را در دلش حس می‌کند.(5)

شهوت
رهایی از هر قید و بند

برخی از زائران در وطن برای خود سرگرمی‌ها و مشغولیت‌هایی دارند که در طول سفر، حتی در انجام مناسک حج، قلب و باطنشان متوجه آنهاست و حجّ خود را در بی‌خبری و غفلت انجام می‌دهند. و جمعی از زائران نیز در این سفر، دل‌مشغولی‌هایی برای خود می‌سازند که از لذت معنوی این سفر الهی و ملکوتی بی‌بهره می‌شوند. عده‌ای از آنان با آرامش و امنیت خاطر، سفر می‌کنند ولی با تماس‌های مکرری که از مدینه و مکه با اهل و عیال و دوستان ومراکزکسب‌وتجارتشان می‌گیرند، به‌طرف ناامنی و اضطراب درون می‌روند و از حجّ ابراهیمی باز می‌مانند.

چه خوب است که زائر از ابتدای سفر، زمینه فراغت بال و امنیت خاطر را برای خود فراهم سازد و در این مدت کوتاه خود از تعلقات مادی دست شسته، مناسک حج را فقط با یاد خدا و توجه به قیامت سپری کند، و از اعمال روح‌بخش حج، درس بگیرد؛ درس اخلاص، تسلیم، وفاداری، قطع علایق مانع از عبادت،‌صفا و یکرنگی،‌ توجه به قیامت، جهاد با نفس، مؤدب شدن به آداب اسلامی... و پس از بازگشت از سفر، سرمشق و الگوی حسنه‌ای برای خانواده و دیگران شود.

خداوند بندگانش را به انواع سختی‌ها امتحان می‌کند،‌ و با کوشش‌ها و مجاهدت‌های گوناگون به بندگی و عبادت وامی‌دارد، و به اموری که ناخوشایند به نظر می‌رسد، می‌آزماید، تا کبر و تکبر را [که از اوصاف شیطان است و سبب رجم و لعن او شد] از دل‌هایشان بیرون نماید، و فروتنی و خاکساری را در جانشان بنشاند، تا با این‌گونه آزمایش‌ها، درهای فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید و اسباب عفو و گذشتش را به آسانی به آنان عنایت فرماید

به راستی اگر در این سفر معنوی انسان با گذشته‌اش تفاوتی نکند، و در اعمال و اخلاقش تغییری حاصل نگردد، بهره‌ای از این سفر معنوی نبرده و حاجی به معنای واقعی نگشته!

مناسک، قوانین، عبادات و واقعیات این سفر، امتحانی از جانب خدا برای بندگان است،‌ تا در فضای این امتحان و تحمل مشقت‌های این عرصه و انجام صحیح مناسک، از زشتی‌ها پاک شوند و به ارزش‌ها و فضایل آراسته گردند.

امیر‌مؤمنان (علیه السلام) در رابطه با شهر مکه ـ که در دل کوه‌های سخت و ریگزارها و خاک و رمل قرار گرفته و کعبه که با سنگ‌های خارا و معمولی ساخته شده، و مشعر و عرفات و منا که در پستی ها و بلندی‌ها و فاقد طراوت و خرّمی و خالی از باغ و بستان و گلزار قرار گرفته ـ‌ ‌می‌فرماید:

«ولی خداوند بندگانش را به انواع سختی‌ها امتحان می‌کند،‌ و با کوشش‌ها و مجاهدت‌های گوناگون به بندگی و عبادت وامی‌دارد، و به اموری که ناخوشایند به نظر می‌رسد، می‌آزماید، تا کبر و تکبر را [که از اوصاف شیطان است و سبب رجم و لعن او شد] از دل‌هایشان بیرون نماید، و فروتنی و خاکساری را در جانشان بنشاند، تا با این‌گونه آزمایش‌ها، درهای فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید و اسباب عفو و گذشتش را به آسانی به آنان عنایت فرماید».(6)

پی نوشت ها:

1. میزان الحکمه، ج13، ص6314 ـ 6316.

2.همان.

3. همان.

4. عیون اخبار الرضا، ج2، ص97.

5. کنز العمال، 13059.

6 . نهج البلاغه، خطبه 234؛ (معروف به خطبه قاصعه).

آداب وارد شدن به مسجدالحرام

آداب وارد شدن به مسجدالحرام

1 ـ براى رفتن به مسجدالحرام مستحب است غسل كند.

2 ـ مستحب است با پاى برهنه و با حالت سكينه و وقار وارد مسجد شود.

3 ـ هنگام ورود از در «بَنى شَيْبَه» (1) وارد شود، و گفته اند كه آن در، مقابل «باب السلام» كنونى بوده است.

4 ـ مستحب است بر درب مسجدالحرام ايستاده بگويد:

«اَلسَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ، بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ ماشاءَاللهُ، السَّلامُ عَلى أنْبِياءِاللهِ وَ رُسُلِهِ،

اَلسَّلامُ عَلى رَسُولِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلى إبْراهِيمَ خَلِيلِ اللهِ، وَالْحَمْدُللهِ رَبِ الْعالَمِينْ».

پس سه مرتبه بگويد:

«أللَّهُمَّ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ».

سپس بگويد:

«وَأَوْسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَيِّبِ وَادْرَأْ عَنَّي شَرَّ شَياطِيْنِ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ».

پس داخل مسجدالحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند كرده و بگويد:

‏ "اللهُمّ إنّي أسْأَلُكَ في مَقامي هذا وَفي أوّلِ مَناسِكي أنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَأنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَتي وَأنْ تَضَعَ عَنّي وِزْري، الْحَمْدُ للّهِ ‏الّذي بَلّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرامَ اللهُمّ إنّي أشْهَدُ أنّ هذا بَيْتُكَ الْحَرامُ الّذي جَعَلْتَهُ مَثابَةً لِلنّاسِ وَأمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ اللهُمّ إنّي عَبْدُكَ ‏وَالْبَلَدَ بَلَدُكَ وَالْبَيْتَ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَأؤُمّ طاعَتَكَ مُطِيْعاً لِأمْرِكَ راضياً بِقَدَرِكَ أسْأَلُكَ مَسْألَةَ الْفَقِيْرِ إلَيْكَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِكَ ‏اللهُمّ افْتَحْ لِي أبْوابَ رَحْمَتِكَ واسْتَعْمِلْنِي بِطاعَتِكَ وَمَرْضاتِكَ".‏

سپس رو به سوى كعبه كرده و بگويد:

‏ "ألْحَمْدُ للّهِ الّذي عَظّمَكِ وَشَرّفَكِ وَكَرّمَكِ وَجَعَلَكِ مَثابَةً لِلنّاسِ وَاَمْناً مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِيْنَ".‏


(1) - در روايت است كه پس از شكستن بت هاى موجود در كعبه و اطراف آن، بت بزرگ «هُبَل» را در آن مكان دفن كرده اند، و مستحب است از آن در وارد شود تا آن بت را كه مظهر بت پرستى و شرك مى باشد زير پاى خود بگذارد، گرچه بر اثر توسعه مسجد، آن در هم اكنون وجود ندارد، ولى گفته اند كه مقابل «باب السلام» كنونى بوده است.

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم - آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب

 

رهبر معظم انقلاب با اشاره به انتخابات: آحاد مردم به دنبال این باشند هرکس هر حرف و توقعی دارد بر اساس قانون باشد/ اگر حضور مردم نباشد دشمنان به راحتی تهاجم خود را چندبرابر میکنند 

رهبری - مسئولان برگزاری انتخابات شوراها و ریاست جمهوری امروز با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، رهبرانقلاب امروز دردیدار دست اندرکاران انتخابات تاکید کردند: توجه به انتخابات ریاست جمهوری،اهمیت انتخابات شوراها را از چشم مردم و مسئولین دور نکند.

رهبرانقلاب اسلامی تصریح کردند: خیلیها در این سالها خواستند انتخابات را کمرنگ کنند یا زمان آن را به تعویق بیاندازند اما تاکنون نتوانسته اند و بعد از این هم به توفیق الهی نخواهند توانست.

رهبرانقلاب با اشاره به اینکه «قانون را معیار قرار دهید» افزودند: التزام به قانون راه اساسی جلوگیری از مشکلات در انتخابات است.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: آحاد مردم به دنبال این باشند هرکس هر حرف و توقعی دارد بر اساس قانون باشد.

رهبر انقلاب یادآور شدند: رسانه‌های دشمن از مدتی پیش برای دلسرد کردن مردم از انتخابات برنامه‌ریزی میکنند. اگر حضور مردم نباشد دشمنان به راحتی تهاجم خود را چندبرابر میکنند. حضور مردم به کشور و نظام اسلامی مصونیت میبخشد.

رهبرانقلاب اسلامی با اشاره به تخریب قبر حجربن عدی(س) فرمودند: اینکه درمیان مسلمانان کسانی با افکار عقب مانده خود تجلیل از صحابی پیامبر را شرک بدانند مصیبتی است. شرک این است که انسان ابزار دست سرویسهای جاسوسی شود. چنانچه محکومیت این حرکت ادامه پیدا نکند،این فتنه به همینجا منحصر نمیماند.

جايگاه رياست جمهوري در نظام جمهوري اسلامي و اهمّيّت انتخابات آن با ساير انتخابات‌ها چيست؟

مقدمه:
هر جامعه‌اي براي اين كه بتواند نيازهاي معنوي و مادي اعضاي خود را در جريان يك زندگي معقول تأمين نمايد، لازم است كه نهاد‌هاي مربوط به اين هدف را در خود به وجود آورد. در يك جامعة ديني حاكميت از آن خدا بوده و بر اساس دستورات ديني در زمان غيبت امام معصوم ـ عليه السّلام ـ ، تنها حاكم مشروع، ولي فقيه بوده و او موظف است جامعه را در مسير دين و ارزشهاي الهي هدايت نمايد, و بر همين اساس بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با رهبري‌هاي مدبرانة امام قانون اساسي در كوتاه‌ترين زمان ممكن تدوين گرديد. بر‌ اساس اين قانون كه الهام گرفته از دستورات الهي و اعتقادات جامعة ديني ايران بود، نهاد‌هاي حكومتي تعريف و حوزة اختيارات آنها نيز به خوبي شده كه يكي از نهادهاي مهم حكومت، در آن نهاد رياست جمهوري است. بر اساس قانون اساسي، رئيس جمهور طي انتخابات كشوري و با رأي اكثريت مردم براي چهار سال انتخاب مي‌شود. رئيس جمهور مي‌تواند در صورت كسب رأي تا چهار سال ديگر نيز به عنوان رئيس جمهور باقي بماند.[1]
اهمّيّت رياست جمهوري
1. رئيس جمهور بازوي اجرايي رهبري و نمايندة اجرايي مردم
بر اساس اصول و اعتقادات ديني، حكومت جامعة اسلامي در زمان غيبت به عهدة فقيهي است كه به صورت عام از سوي امام معصوم ـ عليه السّلام ـ به عنوان حاكم جامعة اسلامي منصوب شده است، اما همين امر منافاتي ندارد با اين كه فقيه نيز در جهت پيشبرد جامعه با توجه به احكام و قوانين ديني، مشاوران و معاوناني نيز داشته باشد. بر همين اساس در قانون اساسي قواي سه گانه پيش بيني شده است كه يكي از اين قوا، قوه مجريه بوده و از آن جا كه رئيس آن مستقيماً توسط مردم انتخاب شده و بسياري از امور اجرايي در حيطة قانون اساسي به او سپرده مي‌شود، مهمترين بازوي اجرايي رهبري محسوب مي‌شود. براي روشن شدن مسأله، مي‌توان گفت كه رئيس جمهور به مثابه معاون اول رهبري است كه امور اجرايي را به عهده دارد، لذا در مقابل رهبر مسئول است.[2]
از سوي ديگر بايد توجه داشت كه بر اساس مادة 110، بند10، رأي مردم در صورتي اعتبار مي‌يابد كه رهبري حكم رئيس جمهور را تنفيذ نمايد, و اگر كمي دقت شود، معلوم مي‌شود كه اصولاً انتخاب رئيس جمهور با رهبري است و نهايت اين است كه رأي گيري به اين دليل صورت مي‌گيرد كه در ميان افراد صالح، مقبول‌ترين فرد به رياست جمهوري انتخاب شود، لذا امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ در تنفيذ احكام رؤساي جمهور زمان خود از تعبير نصب استفاده مي نمودند و بر همين مبنا بيان مي نمودند كه اگر نصب فقيه نباشد، رئيس جمهور طاغوت است, و همة اين‌ها اهمّيّت رياست جمهوري را روشن مي‌سازد.
بايد توجه داشت كه تأكيد بر اهمّيّت رياست جمهوري، به اين معني نيست كه ما نهادهاي ديگر، مانند نهاد قضاوت و نهاد قانون‌گذاري را كم ارزش تلقي كنيم. اما از آن جا كه رئيس جمهور با رأي مستقيم مردم انتخاب مي‌شود در قانون اساسي نيز جايگاه اساسي دارد. اگر براي مثال نهاد قانون‌گذاري را در نظر بگيريم، خواهيم ديد كه اگر اين نهاد بهترين قوانين را نيز تصويب كند، اگر يك نهاد اجرايي سالم و با كفايت وجود نداشته باشد، اين قوانين هيچ وقت به منصة ظهور نخواهد رسيد. به اضافه اين كه بودجة اصلي و عمدة كشور نيز در اختيار قوة مجريه قرار دارد.
2. نما‌يندة كشور در مجامع رسمي:
نكتة ديگر اين كه رئيس جمهور به عنوان نمايندة ملت در مجامع رسمي محسوب شده و از طرف آنان سخن مي‌گويد، زيرا با توجه به شأن والايي كه رهبري دارد و اين شأن ايجاب مي‌كند كه به عنوان سكاندار كشتي انقلاب هميشه در داخل كشور حضور داشته باشد، قانون اساسي رئيس جمهور را به عنوان نمايندة رسمي كشور در مجامع رسمي معرفي‌ مي‌كند.[3] اين نكته در عين حال كه اهمّيّت رئيس جمهور را دو چندان مي‌كند، ايفاي نقش مردم در ساختارهاي اجتماعي را نيز بسيار آشكار مي‌سازد. به صورت كلي بايد توجه داشت كه ديپلماسي كشور در دست رئيس جمهور است, لذا در صورتي كه فرد صالح و شايسته‌اي انتخاب شود، نقش اساسي در عزت و آبروي بين المللي كه از اصول مسلّم سياسي يك جامعة ديني است، خواهد داشت و اين همان چيزي است كه وظيفة انتخاب كنندگان را نيز بسيار خطير مي‌سازد.
3. رئيس جمهور حافظ ارزش ها و منافع ملي‌
بر اساس قانون اساسي رئيس جمهور نقش اساسي در حفظ ارزش هاي ديني جامعه نيز دارد و بر همين اساس يكي از مفاد مهم سوگند رئيس جمهور تعهد به حفظ مباني ديني و ارزشي جامعه مي‌باشد. قسمتي از متن اين سوگند چنين است؛ « من به عنوان رئيس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي‌كنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم.»[4]
اهمّيّت انتخابات رياست جمهوري
نيز انتخابات رياست جمهوري از موقعيت و اهميت ويژه اي در نظام ما بر خوردار است كه آن را از ساير انتخابات ها ممتاز و بر جسته مي نمايد برخي از ويژگي هاي ممتاز اين مساله عبارتند از:
1. بزرگترين نماد اقتدار و مردم سالاري ديني:
اگر چه تعيين حاكم در جامعة اسلامي از آن خدا بوده و به همين علت در زمان غيبت امام معصوم ـ عليه السّلام ـ ولي فقيه ادارة امور جامعه را به عهده مي‌گيرد، اما در عين حال بايد توجه داشت كه تا زماني كه يك حكومت از پشتيباني مردمي برخوردار نباشد، نخواهد توانست به موفقيت قابل توجهي دست يابد، لذا انتخاب رئيس جمهور نقطة عطف مهمي است كه اعضاي جامعه در آن به ميدان آمده و ايفاي نقش مي‌كنند. در عين حال مردم‌سالاري ديني كه به تعبير رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه‌اي «عبارت است از اينكه تشكل نظام به وسيلة اراده و رأي مردم صورت بگيرد.»[5]، تحقق مي يابد. نكته قابل توجه آنكه در چنين فرايندي ، حكومت اسلامي به واسطة پشتوانه مردمي كه پيدا كرده و در سايه آن امنيت و اقتدار ملي و بين المللي كه از مؤلفه هاي يك نظام موفق به شمار مي‌رود در جامعه ايجاد مي‌شود .
حال اگر به وظيفه ديني مردم نيز توجه كنيم، مسأله روشنتر خواهد بود، زيرا در فرهنگ ديني، بي‌تفاوتي نسبت به همديگر يك امر مذموم و نكوهيده به شمار مي‌رود، لذا پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»[6] يعني همچنان كه يك چوپان نسبت به تمام گوسفندانش مسئوليت دارد، هر كدام از شما در برابر خداوند نسبت به همنوعانتان مسئوليت داريد. اين مسئوليت تا آنجا اهميت دارد كه نصيحت حاكمان از سوي مردم يك اصل پذيرفته شده و لازم مي‌باشد.
2) برترين نماد همبستگي و مشاركت:
اگر چه همه انتخابات به نوعي همبستگي را در ميان مردم افزايش مي‌ دهد، اما در عين حال نبايد فراموش كرد كه انتخابات رياست جمهوري از آن جهت كه در آن يك فرد از سوي تمام اعضاي كشور انتخاب مي شود. نقش مهمي در ايجاد همبستگي و افزايش مشاركت دارد، زيرا يك فرد به عنوان نمايندة همه اقوام و مناطقي است كه در محدوده كشور ايران هستند و اين خود عاملي است كه آنها احساس كنند كه به يك ملت و دين تعلق دارند و بر همين اساس بر اشتراكات تأكيد كرده و اختلافات را ناديده گيرند. تا نيروها و هزينه‌هاي جامعه صرف مسائل جانبي و حاشيه اي نگردد از همين روي در فرهنگ قرآن تأكيد فراوان بر دوري از تفرقه شده و اعضاي جامعه اسلامي را به وحدت و يكپارچگي دعوت مي كند.[7]
3. ايجاد برترين حضور و نشاط مردي در صحنه مسئوليت ملي و ديني
نفس شركت در انتخابات ، «روح نشاط و احساس مسؤوليت را هميشه در جامعه زنده نگه (مي) دارد.»[8] و روحيه خودباوري را در ميان مردم تقويت كند. چراكه در چنين فرايندي مردم احساس مي كنند كه در سرنوشت جامعه خود دخالت دارند. به ويژه اگر توجه داشته باشيم كه هر فرد توانايي هاي محدودي دارد. و جابجايي هايي كه صورت مي گيرد، هم افراد تازه نفس به ميدان مي آيند. و هم مردم با ديدن گروه‌ كاري جديد به پيشرفتها و آرمانها اميدوارتر مي‌شوند.
4. بيشترين نقش در رفع توطئه هاي دشمن
كشور ما به طور مسلم دشمناني دارد كه دوست ندارند موفقيت ايران اسلامي را ببينند و سعي دارند، اولاً: مردم در انتخابات شركت نكنند، ثانياً: سعي دارند فردي انتخاب شود كه گوش به فرمان آنها بوده و توطئه‌هاي آنها را در داخل ايران اجرا كند. بر همين اساس آمريكا در هر انتخابات به ويژه انتخابات رياست جمهوري مبالغ هنگفتي را تخصيص مي دهد تا بتواند در انتخابات ايران خلل وارد كرده و آن را كم رونق سازد،[9] لذا هم حضور حداكثري و هم انتخابات فردي لايق و برجسته در انتخابات رياست جمهوري كه دومين مقام بر جسته حكومت اسلامي است بسيار لازم و ضروري است[10] و اين همان چيزي است كه در سه دهة اخير انقلاب اسلامي ايران را بيمه كرده است، لذا امام امّت ـ رحمة الله عليه ـ مي‌فرمايد: « ... شركت در انتخابات رياست جمهوري نه فقط يك وظيفه اجتماعي و ملي است، بلكه يك وظيفه شرعي اسلامي و الهي است كه شكست در آن، شكست جمهوري اسلامي است، كه حفظ آن بر جميع مردم از بزرگترين واجبات و فرائض است و وسوسه در آن از شيطان بلكه عمال شيطان بزرگ است.»[11]
5. برترين نماد پشتوانه و حمايت مردمي از نظام و دولت منتخب
حضور پرشور مردم در انتخابات خاص رياست جمهوري بزرگترين حمايت از نظام و دولت و سياست هاي آن مي باشد براي مثال در حال حاضر مسائل مربوط به انرژي هسته‌اي را داريم كه دولت‌هاي استعماري سعي دارند، با روشهاي گوناگون به تخريب وجهة بين المللي ايران پرداخته و آن را از ادامة فعاليت‌هاي هسته‌اي باز دارند. هم چنان كه بوش رئيس جمهور آمريكا چندين بار اعلام كرده است كه ما نخواهيم گذاشت ايران به فناوري هسته‌اي دست يابد. بر همين اساس در مقطع كنوني دولتي كه پشتوانة مردمي بالا داشته و در عين حال از توان بالاي ديپلماسي برخوردار باشد، مي‌تواند بسياري از مشكلات موجود را از سر راه ايران بردارد، و حضور گسترده و حمايت پرشور مردم حركت هاي گوناگون دولت را در زمينه هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي و... تقويت و دشمنان را خوار و ذليل مي نمايد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. انتخابات رياست جمهوري مظهر اقتدار ملي، ناشر: سازمان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي، دفتر سياسي.
2. پرسش‌ها و پاسخ‌ها، آيت الله مصباح يزدي، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره).

پيروزي انقلاب اسلامي

 
در روز 22 بهمن 1357، تاريخ نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني (ره) به نقطه عطف خود رسيد. در اين روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهي 2500 ساله و ظلم و استبداد بيش از 50 ساله رژيم پهلوي در ايران، ريشه کن شد و به خواست الهي حکومت جمهوري اسلامي تأسيس شد. نهضت اسلامي ايران در سال 1341 با اعتراض شديد حضرت امام خميني و روحانيت پيشرو به لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي و آنچه که محمدرضا شاه آن را انقلاب سفيد شاه و ملت مي‌خواند شروع شد. در اين لايحه، قيد اسلام از شرايط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و به جاي سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسماني آورده شد و به زنان نیز حق رأي داده شد. پس از آن محمدرضا پهلوي، لوايح ششگانه‌اي را طرح و در يک رفراندوم نمايشي به تصويب رساند. امام خميني و مراجع قم نوروز سال 1342 را عزاي عمومي اعلام کردند. در دوم فروردين 1342 مجلسي که به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) تشکيل شده بود با حمله مزدوران ساواک رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه قم به خاک و خون کشيده شد و عده‌اي از طلاب شهيد و مجروح شدند. حادثه مدرسه فيضيه قم، روحانيت و مردم را مصمم‌تر نمود و حضرت امام در سخنراني تاريخي خود در عاشورای همان سال به شاه و آمريکا و اسرائيل حمله شديدي کردند. به دنبال اين سخنراني مهم و تاريخي، عوامل رژيم، حضرت امام را در شب 15 خرداد 1342 دستگير و به تهران منتقل کردند. با اعلام اين خبر در شهرهاي مختلف، تظاهرات عظيمي بر پا شد و رژيم پهلوي دستور سرکوب اين قيام را داد. در قيام تاريخي پانزده خرداد 1342 که نقطه عطفي در ابتداي نهضت اسلامي بود، هزاران نفر از مردم شهرهاي مختلف به شهادت رسيده و يا مجروح شدند. حضرت امام در 18 فروردين 1343 آزاد شدند و از همان ابتداي آزادي به سخنراني و مبارزه عليه رژيم ادامه دادند. ایشان که از ابتداي جواني شعار قرآن " قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي " را سرلوحه کار خويش قرار داده و تنها راه اصلاح در جهان را قيام لله مي‌دانستند، در تاريخ 4 آبان 1343 در واکنش به تصويب لايحه مصونيت مستشاران آمريکايي در ايران (کاپيتولاسيون) طي يک سخنراني سرنوشت ساز در مسجد اعظم قم به افشاگري شديد اللحني عليه رژيم پرداخته و کاپيتولاسيون را عامل بردگي ايرانيان و ناقص استقلال کشور و مايه ننگ رژيم پهلوي دانستند. رژيم سفاک پهلوي که از روشنگري هاي رهبري نهضت به تنگ آمده بود چاره را در تبعيد ايشان دانست و بدينگونه حضرت امام را در 13 آبان 1343 به ترکيه تبعيد کردند. در 13 مهر 1344 امام، به همراه فرزندشان آيت‌الله سيدمصطفي خميني به نجف منتقل شدند. حضرت امام از بهمن ماه 1348، درس ولايت فقيه خود را که در حقيقت پايه‌هاي تئوريک حکومت اسلامي بود، آغاز کردند. سلسله مباحث ولایت فقیه به شکل کتابي مدون در ايران و کشورهاي عربي انتشار يافت. همچنين حضرت امام به مناسبت هاي مختلف از جمله در جريان جشن‌هاي 2500 ساله شاهنشاهي، به روشنگري خود عليه رژيم پهلوي ادامه مي‌دادند. در سال‌هاي اوليه دهه 1350، درآمد حاصل از نفت بيکباره افزايش يافت و شاه که در غرور و نخوت، غرق شده بود، برنامه خود با عنوان رسيدن به تمدن بزرگ را اعلام کرد. همچنين او در تاريخ 11 اسفند 1353 حزب رستاخيز را به عنوان تنها حزب فراگير اعلام کرد و خودکامگي و استبداد خويش را بيش از پيش نمايان ساخت. از آغاز سال 1355 شمسي تاريخ رسمي کشور از حزب دموکرات به رياست جمهوري آمريکا رسيد و با اعلام سياست حقوق بشر خود، محمدرضاشاه، ناگزير براي جلب رضايت بيش از پيش او فضاي باز سياسي را اعلام کرد. انقلاب اسلامي با شهادت مشکوک آيت‌الله سيدمصطفي خميني در نجف اشرف توسط عوامل رژيم، وارد مرحله تازه‌اي شد و امواج خروشاني در بين مردم به پا کرد. امام خمینی اين حادثه را از الطاف خفيه الهي دانستند. روز 17 دي 1356، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت آميزي تحت عنوان "ايران و استعمار سرخ و سياه" با امضاي مستعار "احمد رشيدي مطلق" و در حقيقت با دستور شاه و دربار عليه امام خميني به چاپ رسيد. مراجع، مردم و طلاب قم در اعتراض به اين مقاله اهانت آميز، قيامي تاريخي را در 19 دي 1356 به ثبت رساندند که اين قيام توسط عوامل رژيم پهلوي به خاک و خون کشيده شد. مراجع تقليد خواستار برگزاري مراسم چهلم شهداي قم، در سراسر کشور شدند و در اکثر نقاط ايران مراسمي برگزار شد؛ اما اينبار نوبت مردم رشيد تبريز بود تا در 29 بهمن 1356 قيام آنها به خاک و خون کشيده و حماسه ای دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شود. نوروز سال 1357 عزاي عمومي اعلام شد و مردم، مراسم چهلم شهداي تبريز را در شهرهاي مختلف برگزار کردند که قيام مردم يزد با سرکوب شديد رژيم پهلوي، برگ ننگين ديگري در تاريخ رژيم پهلوي ثبت نمود. در 28 مرداد 1357 سينما رکس آبادان توسط عوامل ساواک به آتش کشيده شد و مردم بيگناه جان سپردند. جمشيد آموزگار که در سال 1356 به جاي اميرعباس هويدا بر مصدر نخست وزير تکيه زده بود با گسترش امواج انقلاب اسلامي مجبور به استعفا شد و جعفر شريف امامي، که با شعار دولت آشتي ملي سعي در فريب افکار عمومي داشت به نخست وزيري رسيد. او تاريخ شاهنشاهي را لغو و قمارخانه‌ها را تعطيل و مطبوعات را آزاد و حزب رستاخيز را منحل کرد؛ اما هشياري رهبري انقلاب و مردم مسلمان نقشه رژيم را نقش بر آب کرد. روز 13 شهريور 1357 نماز عيد فطر در قيطريه تهران به امامت آيت الله مفتح به نحو بي نظيري برگزار شد و با تظاهرات مردم در روز 16 شهريور، اعلام حکومت نظامي شد. روز جمعه 17 شهريور، مردم، بيخبر از حکومت نظامي به خيابان‌ها ريخته و ارتش شاه در ميدان ژاله (شهدا) به روي مردم بي دفاع آتش گشود و خيابان‌هاي اطراف را غرق در خون مردم بيگناه نمود. هفده شهریور 1357 بدین شکل در تاريخ انقلاب به جمعه سياه معروف گرديد. با آغاز سال تحصيلي، دانشجويان و دانش‌آموزان حضور مؤثرتري يافتند. امام در 13 مهر 1357 عازم فرانسه شدند و از آنجا سکان کشتي مردم را در امواج خروشان انقلاب اسلامي هدايت نمودند. دهکده نوفل لوشاتو در حوالي پاريس مبدل به کانون خبرساز جهان گرديد و مردم و خبرنگاران از همه نقاط دنيا براي مصاحبه با حضرت امام به آنجا سرازير شدند. در آبان ماه اعتصابات کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملي، سازمان آب، راديو و تلويزيون و ... بر دامنه مبارزات افزود. در 13 آبان 1357 تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجويان مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشيده شد. 14 آبان ارتشبد غلامرضا ازهاري مأمور تشکيل کابينه شد. تظاهرات تاسوعا و عاشورا، عملا به صورت همه پرسي بر ضد رژیم شاهنشاهی درآمد و مردم در شعارهايشان خواستار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي شدند. رژيم شاه آخرين نقسها را مي‌کشيد و آخرين تير ترکش شاه و اربابان غربيش نخست وزيري شاپور بختيار از اعضاي قديمي جبهه ملي بود که با شعار سوسيال دموکراسي آمده و خود را مرغ توفان مي‌دانست. تمهيد ديگر شاه براي حفظ تخت و تاج خود تشکيل شوراي سلطنت بود و در 26 دي 1357، محمدرضا شاه پهلوي ناچار به خروج از ايران شد. امام که دولت بختيار را غير قانوني اعلام کردند و شوراي انقلاب را تشکيل داده بودند با فرار محمدرضا شاه از ایران، آماده عزيمت به میهن اسلامی شدند. بختيار فرودگاه ها را بست و پرواز امام يک هفته به تأخير افتاد اما سرانجام روز 12 بهمن 1357 حضرت امام پس از 15 سال تبعيد به ايران بازگشتند. ورود امام به میهن را میلیون ها نفر از تهران و سایر نقاط کشور استقبال کردند. امام خمینی پس از ورود به تهران، ضمن حضور بر مزار هزاران شهید انقلاب اسلامی، در سخنراني خود در بهشت زهرا، دولت بختيار را غيرقانوني اعلام نموده و فرمودند که بزودي به پشتوانه رأي ملت و حق شرعي خود، دولت تعيين مي‌کنند. امام سپس در مدرسه علوي و رفاه مستقر شدند و در 16 بهمن، مهندس بازرگان را به نخست وزير دولت موقت منصوب نمودند. در رور 19 بهمن پرسنل نيروي هوايي ارتش به محضر امام رسيدند و با ايشان بيعت نمودند. شب 21 بهمن، در نيروي هوايي تهران، درگيري مسلحانه بين عده‌اي از افراد اين نيرو و گارد شاهنشاهي پيش آمد که با دخالت مردم، درب پادگان ها به روز مردم باز شد و سلاح هايي به دست مردم افتاد. سران ارتش دست اندر کار کودتا شدند و در روز 21 بهمن از ساعت چهار بعدازظهر اعلام حکومت نظامي شد. امام اعلام کردند که مردم به حکومت نظامي اعتنا نکنند. مردم در روز22 بهمن به مراکز دولتي، نظامي، انتظامي و راديو و تلويزيون يورش برده و آنها را فتح کردند. با فرار بختيار از ايران و اعلام بيطرفي ارتش در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامي ايران پس از سالها مجاهدت، ايثار، فداکاري و مقاومت در راه رضاي الهي با رهبري بي نظير حضرت امام خميني و به همت مردم سرافراز ايران به پيروزي نهايي رسيد.

ستايش و ثنا


روزي از روزها براي تماشاي طلوع خورشيد زودتر از معمول از خواب بيدار شدم.
وه! زيبايي آفرينش خداوند خارج از دايره توصيف بود. همان‌طور كه نگاه مي‌كردم
خدا را به خاطر شكوه و عظمت وصف ناپذيرش ثنا مي‌گفتم. ناگهان در آن حال،
 پروردگار را در قلبم احساس كردم.
از من پرسيد: “دلباخته‌ام هستي؟”
پاسخ دادم: “بلي، تو صاحب اختيار من هستي.”
سپس پرسيد: “ اگر نقص عضو داشتي، باز دلباخته‌ام مي‌شدي؟”
از اين سؤال مبهوت شدم. نگاهي به دست‌ها، پاها و ساير اندام‌هاي بدنم انداختم و
 حسرت خوردم كه اگر اين اعضاء را نداشتم چه كارها كه قادر به انجامشان نبودم:
پاسخ دادم: “خدايا در آن حال، وضعيت دشواري داشتم اما همچنان دلباخته‌ات مي‌شدم.”
دوباره خدا سؤال كرد: “اگر نابينا بودي باز پديده‌هاي مخلوق مرا ستايش مي‌كردي؟”
چگونه مي‌توانستم چيزي را بدون ديدن تحسين كنم؟! ناگهان به ياد هزاران نابينايي افتادم
 كه در سرتاسر جهان خدا را دوست دارند و مخلوقاتش را تحسين مي‌كنند.
سپس به خدا گفتم: “تصورش برايم دشوار است، اما همچنان دلباخته‌ات مي‌شدم.”
خدا پرسيد: “اگر ناشنوا بودي آيا باز هم به كلامم گوش مي‌سپردي؟”
چگونه مي‌توانستم كر باشم و سخن‌ها را بشنوم؟! دريافتم با گوش جان، صورت مي‌پذيرد.
پاسخ گفتم: “بسيار دشوار بود اما همچنان به كلام تو گوش مي‌سپردم.”
سپس خدا سؤال كرد: “ اگر لال بودي باز ذكر مرا بر زبان جاري مي‌ساختي؟”
چگونه مي‌توانستم بدون امكان صحبت كردن نام خدا را ذكر گويم؟!
در آن حال بر من روشن شد كه ذكر خدا با حضور قلب و جان صورت مي‌گيرد
 و گفتار ما در آن نقشي ندارد و عبادت خداوند هميشه با صوت و صدا صورت نمي‌گيرد.
 هنگامي كه ستمي بر ما روا مي‌گردد، خدا را با الفاظ فكر و انديشه‌مان
خوانيم.
پاسخ گفتم: “ اگر چه نبودن صوت و صدا دشوار بود، اما خدا همچنان ذكر تو را مي‌گفتم.
خدا از من پرسيد: “آيا حقيقتاً مرا دوست مي‌داري؟”
با شجاعت و در كمال اراده و اعتقاد پاسخ گفتم: “بلي تو را دوست دارم كه
حقيقت مطلقي و يگانه واحدي.” با خود انديشيدم به خدا پاسخي به حق دادم اما ...
خدا پرسيد:‌ “پس چرا گناه مي‌كني؟”
پاسخ دادم: “چون انسانم و بري از خطا نيستم.”
خدا گفت: “پس چرا در هنگام راحتي و آسايش از من دور و دورتر مي‌شوي،‌
 اما در هنگامة مشكلات به سراغ من مي‌آيي؟”
هيچ پاسخي نداشتم كه بگويم تنها پاسخم اشك بود.
خدا ادامه داد: “پس چرا فقط در خلوتگاه مرا مي‌شناسي؟
چرا تنها در لحظات نيايش مرا مي‌جويي؟ چرا خودخواهانه از من حاجت مي‌طلبي؟
چرا چون طلبكاران از من خواسته‌هايت را مي‌خواهي؟”
تنها پاسخم باران اشك بود كه پهناي صورتم را پوشانده بود.
سپس گفت: “چرا از من شرمساري؟ چرا حسن خلق را در خود نمي‌گستراني؟‌
چرا در اوج گرفتاري نزد ديگران عاجزانه گريه مي‌كني،‌
در حاليكه شانه‌هاي من آماده پذيرش تو هستند؟ ‌
چرا در زماني كه وقت نماز و عبادت معين ساختم، عذر و بهانه مي‌تراشي؟”
سعي كردم پاسخي بگويم، اما جوابي براي گفتن نداشتم.
“ زندگي بزرگترين موهبت من به بندگان است. اين موهبت را تباه نكنيد.
به شما تفكر اعطا كردم كه مرا بجوييد و بشناسيد و بپرستيد
اما شما بندگان همچنان از آن روي گردانيد. كلامم را بر شما آشكار ساختم
 اما از گنج پرگوهر هر كلامم هيچ بهره‌اي نبرديد. با شما صحبت كردم اما گوش نداديد.
درهاي رحمتم را به شما نشان دادم اما چشمهايتان قادر به ديدن آن نبودند.
پيامبراني برايتان فرستادم اما شما بدون توجه آنها را از خود رانديد.
 نيازها و حاجت‌هاي شما را شنيدم و به يكايك آنها پاسخ گفتم.
آيا به راستي مرا دوست داريد؟
توان پاسخ نداشتم. چگونه مي‌توانستم پاسخ دهم؟! بي‌اندازه شرمسار شده بودم.
ديگر هيچ عذري نداشتم. چه مي‌توانستم بگويم؟!
در حاليكه با تمام وجودم گريه مي‌كردم و اشك صورتم را پوشانده بود، سؤال كردم:
 “بارالها! مرا ببخش، از تو طلب عفو دارم من بنده قدرنشناس و خطاكار تو هستم.”
خداوند فرمود: “اي بنده! من رحمانم و خطاي خطاكاران را مي‌بخشم.”
پرسيدم: “خدايا با اين همه خطاكاري چرا باز مرا مي‌بخشي و دوستم داري؟”
خدا گفت: “چون تو مخلوقم هستي،‌ پس هيچ‌گاه تو را رها نمي‌كنم.
هنگامي كه تو گريه مي‌كني، به تو رحم مي‌كنم و رنج‌هايت را درك مي‌كنم.
وقتي كه شاد و مسرور هستي، وجد تو را مي‌فهمم.
وقتي افسرده مي‌شوي،‌ به تو دلگرمي مي‌دهم.
وقتي شكست مي‌خوري،‌ تو را ياري مي‌كنم تا بلند شوي. وقتي خسته هستي،‌ كمكت مي‌كنم.
بدان كه تا آخرين روز حياتت با تو هستم و دوستت دارم.”
هيچ‌گاه آن چنان جانكاه گريه نكرده بودم و دلم مملو از غم نشده بود،‌
اما چگونه بود كه يك مرتبه آنقدر آرام شدم و آرامش يافتم؟
چگونه مي‌توانستم از خداوند آنقدر غافل باشم؟
از خدا پرسيدم: “چقدر مرا دوست داري؟”
خدا فرمود: “به آن ميزان كه خارج از ادراك توست.”
و آنجا بود كه خدا را با تمام اجزا وجودم ستايش كردم و ثنا گفتم

روزهاي انقلاب

روزهای فراموش ناشدنی

این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک، به سوی افلاک، پر گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند.یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی همیشه سبز باد.

فرصت بازنگری

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟

خورشید فجر آفرین

وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، باغچه ها گل داد، دل ها شادمان شد و امت جشن برپا کردند. وقتی که امام آمد، عشق و ایمان را به ما هدیه کرد و ایثار را به ما آموخت.

وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.

وقتی که امام آمد، تمامی امیدها و خوبی ها را با خود به ارمغان آورد. پس مبادا «راه امام» را گم، و «کلام امام» را فراموش کنیم. همه مان بدانیم که اگر امروز، فجری داریم، از فروغ آن خورشید فجر آفرین است.

یک گل و صد بهار

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یار و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود
عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بود حسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود
از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود
منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود
در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق در چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود

معجزه الهی

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت. تأثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و بر آشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار، گواه روشنی بر این مدعاست؛ زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تأثیرگذاری قاطع جنبشی صرفا مردمی بوده ایم.

تثبیت انقلاب

اکنون که در مقطع خاصی از تاریخ تحولات جهان و هم چنین، درموقعیت حساس و سرنوشت سازی از دوران انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، مسئولیت ما ایجاب می کند تا واقعیت ها، ریشه ها و آثار گوناگون انقلاب را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بشناسیم تا بتوانیم با برنامه ریزی حساب شده ارکان انقلاب را تثبیت کنیم.

دوام انقلاب

استمرار هر جنبشی به زنده نگه داشتن انگیزه های اصلی آن جنبش وابسته است. انگیزه اصلی مردم مسلمان ایران در رویارویی با رژیم طاغوت عبارت بود از: تلاش برای ایجاد استقلال فرهنگی، آزادی سیاسی و جمهوری اسلامی. با تحلیل دقیق این انگیزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ریزی عملی برای اجرای آنها در سطح اجتماع، می توانیم دوام انقلابمان را تأمین کنیم.

جلوگیری از انحراف انقلاب

راز انحراف هر نهضتی، در انحراف از آرمان ها، ریشه های استوار آن نهضت نهفته است؛ به عنوان مثال، نهضتی که بر پایه اقتصاد و با اعتماد بر پول پولداران استوار است، با کاهش امکانات مادی رو به انحطاط خواهد گذاشت. و بالعکس، نهضتی که ایمان و عقیده در آن بیشترین اهمیت را دارد گرچه از تأثیر عوامل اقتصادی بر کنار نیست اما تهاجم فرهنگی برنده ترین سلاح در قطع ریشه های آن است.رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدظله العالی، در رهنمودهای خویش پیوسته از دسیسه ها و حیله های دشمنان فرهنگی کشور، پرده برداشته اند. از جمله می فرمایند «مسئله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تاکید کرده ایم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم مصداق این فرموده امیرالمومنین علیه السلام می شویم که فرمودند: «تو اگر درسنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم درسنگر مقابل به خواب رفته است....» باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در [معرض] تهدید است.

حدیث حماسه

شب تیره حاکمیتِ ستمگران هول انگیز و دردآلود بود و مردمان در ظلمات جهل و ستم می سوختند تا آن که این روزگار آغشته به آلودگی و اختناق به سر رسید و پس از سیاهی 2500 ساله سحر از راه رسید و سپیده بردمید. خورشید فروزان انقلاب، همچون معجزه ای اعجاب انگیز، از افق توحید طلوع کرد و بر روی عاشقان حق و حقیقت روزنه امید و آرامش گشود. آری مشعل داران بزرگ حماسه از پس انبوه سیاهی و ستم حماسه ستیز با ستم و بیدادگری را زمزمه کردند و با خون خویش طلوع این خورشید شکوهمند را نوید دادند. پرتوهای این خورشید فروزان، نهال آرمان های والای امت اسلام را به بالندگی رسانید و باغ های اندیشه را بارور ساخت و در پرتو آن، نغمه توحید و صلای ایمان در همه جای کشور طنین انداز شد.

رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: «... این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی داشت...» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».

انفجار شگفت انگیز

این رویداد شگفت انگیز چون انفجاری عظیم، گیتی را به تزلزل درآورد و ساکنان آن را در بهت و تحیّر فرو برد و تمامی تحلیل ها و برنامه ریزی های سیاست مداران و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی دنیای استکبار را دگرگون ساخت و راه تازه ای پیش روی حقیقت طلبان گشود. آنان که در گرداب ضلالت و مرداب مادی گرایی و رفاه طلبی فرو رفته بودند، با حساب و کتاب های دنیایی و اندیشه های علیل سیاسی خود نتوانستند از این رویداد معجزه آسا درک درستی یابند و به صراحت از درماندگی خود پرده برداشتند. امام خمینی(ره) درباره این گونه افراد فرموده است:

«... رسوایی شان به خاطر آن است که اسلام و نفوذ معنوی آن را درتوده های مردم نشناخته اند و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت ها بسته اند».

شمیم بهار

بیا بیا که شمیم بهار می آید دل رمیده ما را قرار می آید
سر از افق بدرآورد صبح آزادی سرود فتح و ظفر زین دیار می آید
بیا که شد سپری دوره تباهی ها زمان سروری و اقتدار می آید
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم نهال حق و عدالت به بار می آید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون فرشته از طرف کردگار می آید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامی باد صدای هلهله از هر گذار می آید

قیام للّه ، عامل پیروزی انقلاب اسلامی

مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است. حضرت امام(ره) در این باره چنین می فرمایند: «رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما تنها سیاسی نبود. فقط برای نفت نبود. [دارای[ جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتکال به قرآن، و شیوه مقدس شهادت است. در عین حال که با تانک ها و مسلسل ها روبرو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانک غلبه کرد.

شما رمز پیروزی را حفظ کنید».

انقلاب در روش ها و منش ها

حضرت امام(ره) پیش از آن که مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران سمت شاهی؛ انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی. انسان هایی که گاهی برای به دست آوردن وسایل بهتر زندگی، تظاهرات می کردند، چنان متحول شدند که باسخنرانی ها و رهنمودهای جاوید امام راه چند ساله را یک شبه طی کردند.

جوانانی که به فکر آرایش ظاهری خود و دنبال شهوات نفسانی بودند، این بار در جستجوی حقیقت، راه شهادت پیش گرفتند و حسین وار، ندای «هیهات منّا الذّلة» سر دادند و ارزش های طاغوتی را مبدّل به ارزش های قرآنی کردند.

ماه ظفر

مژده ای منتظران ماه ظفر باز آمد ماه بهمن به دو صد شوکت و فر باز آمد
دور رنج و تعب حق طلبان شد سپری روز فخر و شرف اهل نظر باز آمد
شد فروزان به جهان کوکب اقبال وطن صبح پیروزی ما بار دگر باز آمد

فرا رسیدن دهه مبارک فجر و سالروز پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران، تبریک عرض می کنیم و امیداوریم گرامی داشت پیروزی انقلاب انگیزه ای برای انقلاب درونی ما باشد و همچنان که بر نظام پوسیده شاهنشاهی پیروز شدیم و آن دیوان و دوزخی دلان را از کشور خارج ساختیم، بر نفس اماره خویش نیز پیروز شویم و شیطان و اغواهای شیطانی را برای همیشه پاکسازی کنیم، چرا که در آن صورت به پیروزی حقیقی رسیده ایم و انقلاب اسلامی از هر گزندی ایمن کرده ایم.

دست آوردهای انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد که مهم ترین آنها عبارت است از:

1ـ شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی. 2ـ احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه. 3ـ گسترش آزادی های مشروع که خود موجب حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است.

4ـ فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی و وحدت این دو جناح مهم و سرنوشت ساز. 5ـ حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی. 6ـ طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی و احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان. 7ـ مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.

تاریخ انقلاب را باید خواند

تاریخ انقلاب را باید با خامه ای خون نگار بر صفحه جان ها نوشت و بادیده عبرت مطالعه کرد. تاریخ انقلاب را بایدنوشت تا آیندگان بفهمند که این انقلاب و میوه پر طراوت آن، یعنی نظام اسلامی آسان به دست نیامده و در پای واژه واژه این کتاب مقدس، خون پاک ترین و رشیدترین فرزندان این ملت ریخته شده است. تاریخ انقلاب را باید حفظ کرد، تا آنان که «در» «فجر» چشم به جهان گشوده اند و در «روشنایی» پا گرفته اند، قدر نعمت «روز» را بدانند و تصویری از سیاهی «شب» در ذهن خویش داشته باشند. تاریخ انقلاب را باید نگاشت و هر روز آن را مرور کرد تا موریانه های غفلت از درون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانند که نیاکانشان برای پیروزی و تداوم آن چه خون دل ها خورده اند، و چه شکنجه ها و مرارت ها و تبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان و نسل انقلاب یادآوری کرد تا میراث گرانسنگ انقلاب را ارزان از دست ندهند و آن را بیهوده در پای دنیاخواهی و شهوت طلبی قربانی نکنند.

12 بهمن 57

در این روز، پس از سال ها که از هجران امام می گذشت و پس از انتظاری سرخ و طاقت سوز، امام در میان استقبال گرم عاشقان وفادار خویش بر خاک وطن قدم نهاد. آن روز مریدان آرزومند و امیداور؛ این گونه سرودند:

ای نور چشم ملت ایران خوش آمدی ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی
دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

تهران، آن روز شاهد بزرگترین استقبال تاریخ بود. جمعیتی پنج میلیونی که در طی روزهای گذشته مشتاقانه از شهرستان ها به تهران آمده بودند، در مسیری 33 کیلومتری در پیش قدم های مبارک امام، گل های سرخ و اشک های شوق فرو ریختند.

19 بهمن 57

در این روز پرسنل سرافراز نیروی هوایی در برابر امام(ره) رژه رفتند و با فریادهای افتخارآمیز «ما قطره ای از ارتش توایم خمینی»، وفاداری خود را به امام و امت انقلابی اعلام کردند.

21 بهمن 57

در این روز، دشمن کور دل که در تدارک توطئه خائنانه کودتا برای درهم کوبیدن انقلاب بود، ساعات منع عبور و مرور را از چهار و نیم بعدازظهر تاساعت دوازده روز بعداعلام کرد. رهبر خردمند انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، به مردم دستور دادند که به اعلامیه حکومت نظامی وقعی ننهند، و تا پیروزی نهایی، همچون روزهای قبل به خیابان ها بریزند. جنگ خونین گارد شاهنشاهی با نیروی هوایی آغاز شد و مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی شتافتند.

22 بهمن 57

دراین روز، سقوط نظام 2500 ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیز «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» همه جا طنین انداز شد. «در این روز، امام امت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت، سلطه را به قبرستان سلطنت سپرد و کنگره های قصر استکبار را ویران کرد. در این روز، نفس های سبز بهاری در تنمان جاری شد. «22 بهمن، ستم نابود شد، پلیدی رفت و تباهی و سیاهی رخت بر بست. در 22 بهمن، شادی و سرور به خانه ها آمد، استقلال نصیب ما شد، و نور جمهوری اسلامی دمید. در 22 بهمن، باغچه هامان گل داد، دلهامان شادمان شد و مردم ما جشن پیروزی بر پا کردند. دراین روز، ما به همه خیرها، امیدها و خوبی ها نایل شدیم. این جشن بی بدیل بر همگان خجسته باد.

بعثت جدید عصر

اکنون در آستانه شروع بیست و دومین سال انقلاب اسلامی و بعثت جدید عصر قرار داریم. در این روز توان و تلاش ملتی خستگی ناپذیر، طومار حکومت ظالمانه ستم شاهی رادرهم پیچید و بنای عدالت و استقرار نظامی بر اساس معیارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را فراهم آورد.در حالی آغاز بیست و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی می داریم که کاروان انقلاب از سنگلاخ های عظیمی در مسیر حرکت خود عبور کرده است، و با اقتدار تمام بر مواضع اصلی و مکتبی خود، تأکید ورزیده است. بی تردید در ادامه نیز با الهام از ارواح مقدس شهدا و ایثارگران و با عنایات خداوند و تحت زعامت رهبر گرانقدرمان، موانع را رفع و نور امید را در دل محرومان جهان روشن خواهیم کرد.

طلوع دوباره اسلام

در بهمن ماه 57، جهان شاهد تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ بود. قیام ملتی مصمم و یکپارچه با قلب هایی سرشار از عشق و ایمان. در بهمن ماه، رهبر بزرگ و نستوهی، پس از سال ها دوری از وطن، قدم بر خاک گلگون میهن گذاشت که آزادی و استقلال را نصیب امتی خداخواه کرد. امام آمد و عظمت، شرافت و افتخار به همراه آورد و به فرموده مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، «امام آمد تا به نام خدا سفینه نجات خلق را از میان لجّه ای خون به ساحل پیروزی رهنمون شود. و بدین سان بهمن 57 طلوع دوباره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ، تجدید حیات مستضعفان و خشنودی حضرت ولی عصر، مهدی موعود(عج) را نوید داد.

حماسه پرشکوه

بهمن، یادآور حماسه پرشکوه و کم نظیر ملتی است که توانست تحت رهبری و هدایت بزرگمردی فرزانه و روحانی و با بهره گیری از دین مبین اسلام در رویارویی خونینی مقابل استبداد شاهنشاهی فصل جدیدی از حیات سیاسی و فرهنگی خویش را آغاز کند و بار دیگر نقش تاریخی و بی مانند خود را در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی تجدید کند.

طنین انقلاب اسلامی

طنین انقلاب اسلامی به دلیل دورن مایه دینی و زیربنای غنیِ فرهنگی آن همراه با آهنگ موزون و جان بخش امام خمینی(ره)، به سرعت در گستره جهان گوش ها را نوازش داد و قلوب انسان های مشتاق حقیقت و تشنه معنویت را به آبشخور زلال تفکر اسلامی رهنمون شد. این انقلاب عظیم و کم نظیر اسلامی در اندک زمان، با وارد کردن اسلام در صحنه سیاست بین الملل توانست، معادلات قدرت را در جهان تغییر دهد و آن را به عنوان نیروی سیاسی و فرهنگی جدیدی درمرکز توجهات جهانی قرار دهد.

اهداف انقلاب اسلامی

استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت و ارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست و علم از دین جدانیست، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی و معنوی انسان ها و سرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب کوشش در راه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.

محرک انقلاب

خورشید پرفروغ و خونین رنگ انقلاب اسلامی با گذشت بیش از دو دهه از عمر خویش، اینک سرافرازانه و پر شکوه تر از گذشته از پس قله پیروزی رخ می نماید. انقلابی که بزرگ ترین و عمیق ترین تحوّل ارزشی و فکری را در عصر حاضر به وجود آورد و معماربزرگ آن و احیاگر قرن، امام خمینی(ره)، اسلام نام محمدی را به صحنه های اجتماعی کشاند و با کنار زدن نظام طاغوتی، به اصلاح امور امت و تحکیم پایه های حکومت اسلامی در ایران و مطرح کردن اسلام به عنوان تنها راه نجات بشریت درجهان پرداخت. آنچه در این انقلاب انکارناپذیر و چشمگیر است تأثیر تعیین کننده اسلام، به عنوان محرک انقلاب و نقش سرنوشت ساز علمای آگاه به زمان، در بسیج و تمرکز بخشی توده ها، در پرتو اندیشه دینی می باشد. و همین هویت اسلامی انقلاب بود که امپریالیسم را در دو قالب شرقی و غربی اش، به چالش طلبید.

خوش آمدی

سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.

خوش آمدی، بمان و همچنان جاودانه باش.

امام آمد

امام آمد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امام آمد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امام آمد و چون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوباره بخشید. امام آمد و زمستانمان را بهاری جاودانه کرد.امام آمد و فجر آورد و در دستان پر نورش، «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را به ارمغان آورد. امام آمد، مردی که بر سر بیدادگران، کلیم وار می خروشید و بر تن خسته امت، دم مسیحایی بود. کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیاء دم مسیحایی اش مردگان گورستان ترس و یأس را حیاتی بخشید. جاودانه باد نظامش و بلند باد نامش.

پر بارتر از ده قرن

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر. آری «دهه فجر». پس از آن ده روز، سپیده روشن جمهوری اسلامی دمید. «کلمة اللّه » بر فراز زمان جای گرفت و کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها بر پا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مؤمنان مصمم و مشیّت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد. امام در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد «بهشت زهرا»، در «صور انقلاب» دمید و مردم را جان بخشید.

معجزه ایمان

یوم اللّه 22 بهمن، یادآور معجزه «ایمان» در مصاف با قدرت های مادی است. 22 بهمن پیش از آن که حکایت از پیروزی ملت داشته باشد گواه کارآمدی اندیشه دینی و نقش مؤثر «ایمان» و باورهای دینی در پیدایش حرکت های فراگیر و بنیادین اجتماعی است. همین نکته مشخصه اصلی انقلاب اسلامی ایران در میان دیگر انقلاب های بزرگ جهان است و نیز دقیقا همین نکته است که خشم و کینه توزی دشمنان داخلی و خارجی را برانگیخته و آنان را به موضع گیری خصمانه و مستمر بر ضد این انقلاب واداشته است.

پاسداری از ریشه های انقلاب

بزرگداشت پیروزی انقلاب و یوم اللّه 22 بهمن به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی و اعتقادات دینی است، که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبادت دیگر حضور آگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری از ریشه های انقلاب است. از این رو، امید می رود مردم آگاه و بیدار ایران اسلامی با شرکت گسترده خود در راهپیمایی 22 بهمن، بار دیگر به دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که بر پیمانی که با امام بزرگ خویش در جهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام و بنای جامعه دینی بسته اند، استوار بوده اند و خواهندبود و هیچ توطئه نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را از صحنه ها خارج، و نسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

انقلاب و خودسازی

اینک بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. انقلابی که کم ترین اثر آن، تجدید هویت دینی مسلمانان و ایجاد زمینه های خودسازی برای آنان بود. بی تردید امروزه همه ما بیش از هر زمان دیگر به خودسازی معنوی و روحی، محتاجیم و باید یکیایک ملت ما در این زمینه، اهتمام کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام بازگشت از جنگی فرمودند: جهاد اصغر پایان یافت، جهاد اکبر باقی است. امروزه روز جهاد اکبر و مبارزه با هواهای نفسانی و خودسازی است و اگر ملت ما از این مهم فاصله بگیرند، هر چند به شکوفایی اقتصادی و رشد علمی هم برسد، سودی نکرده است؛ همچنان که در دنیا کشورهای مترقی بسیاری وجود دارد که علی رغم پیشرفت های اقتصادی و علمی، به دلیل فقدان معنویت، مردمشان به اضطراب و عذاب های روحی و روانی بسیاری دچارند.

بوی بهار

این روزها بوی خوش به همراه عطر آزادی از راه می رسد و تقویم تاریخ بار دیگر برگ زرینی به خود می افزاید و ما در آستانه بیست و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار داریم. آری، اینک ملت مسلمان ایران، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خود را در حالی جشن می گیرد که فرهنگ و اندیشه اسلامی به برکت انقلاب اسلامی، در مسیر اوج و بالندگی خود، همچون سپر اخلاقی و معنوی استواری در برابر یورش فرهنگ و تمدن ضدارزشی غرب خودنمایی می کند و بر تجدید هویت دینی و تمسک به ارزش های دینی و انسانی پای می فشرد.

کارنامه انقلاب

بیست و دو سال پیش انقلاب اسلامی به ثمر نشست و آرمان بلند حق جویان و عدالت خواهان با تحقق جمهوری اسلامی عینیت یافت. این تحول شگرف که در تاریخ ایران بی نظیر بود، صاحبان اندیشه مادی را به شگفتی واداشت و قدرت و عظمت ایران اسلامی را ـ که روزگاری دست خوش هوس های دژخیمان و قدرت های سلطه گر وقت بود ـ به اوج رسانید. کارنامه انقلاب اسلامی مشحون از رشادت ها و جان فشانی های فرزندان مخلص انقلاب و آیینه شفاف ایثارگری ها و تلاش های بی دریغ شخصیت های برجسته انقلاب است. این میراث گران بها که ره آورد خون هزاران انسان پاک و صدهاشخصیت راست قامت انقلاب است، بیش از هر دست آورد دیگر نیازمند پاسداری و نگهداری است.

انقلاب اسلامی در دیدگاه امام(ره)

در نظر امام، انقلاب اسلامی که دست آورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید و مایه امید مسلمان ها و مستضعفان و سرآغاز انقلاب انسان ساز جهانی است، فراتر از آن است که به بیان و زبان آید. به اعتقاد بنیانگذار راحل، انقلاب اسلامی، ماهیتی جز آنچه اهل بیت علیه السلام در اندیشه تحقق آن بوده اند، ندارد؛ یعنی ریشه در فرموده های ائمه اطهار علیهم السلام دارد و در راستای حماسه تاریخی عاشوراست. بدین ترتیب انقلاب از اسلامی راستین و راه سرخ شهادت و ایثار و فرهنگ سیاسی اهل بیت علیه السلام جدا شدنی نیست. در نظر امام(ره) انقلاب اسلامی، که ریشه در مکتب انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است که ارزش هرگونه ایثار و جان فشانی را دارد.

انقلاب اسلامی، الگوی فکری و سیاسی ملت ها

تاریخ جهان پر از حوادث، رویدادها و انقلاب هایی است که هر کدام آثاری مثبت یا منفی به دنبال داشته است. آثار بعضی از انقلاب ها، با توجه به ماهیت مادی و اهداف سطحی آنها، محدود به زمان و مکان است و پس از مدتی، نابود می شود. در مقابل بعضی دیگر، به دلیل ماهیت معنوی و اهداف بلند انسانی و الهی شان به زمان و مکان خاصی محدود نمی شود و شعاع فکری و سیاسی آن، سایر کشورها را نیز فرا می گیرد. این جنبش ها الگوی فکری و سیاسی ملت های دنیا قرار می گیرد و هر چه از زمان وقوع آن می گذرد، جایگاه واقعی خود را بهتر و بیشتر باز می کند. انقلاب اسلامی ایران، از جمله پدیده های تاریخی است که موج عظیمی در دنیا ایجاد کرده است و با وجود گذشت چندین سال از وقوع آن، دورترین نقاط جهان را در برگرفته است.

جاذبه و دافعه انقلاب اسلامی

بدون شک، انقلاب اسلامی، برخی از ملت های دنیا را به سوی خود جذب و برخی را دفع کرده و به رویارویی با خود برانگیخته است و این دفع و جذب، همانا به سبب ماهیت فوق مادی و اهداف بلند الهی و انسانی آن است. کشورهایی که دچار بحران های غیرانسانی و الهی شده اند، به سوی انقلاب اسلامی گرایش پیدا کرده اند و کشورهایی که منافع شان به خطر افتاده است، از انقلاب اسلامی رو برتافته اند و اقدام به توطئه های متعدد و گسترده کرده اند.

برکات انقلاب اسلامی

گسترش اسلام و ارزش های مذهبی در جهان و رویکرد آزادگان جهان به اسلام و قرآن، احیاء ارزش ها و مقدسات دینی در میان جوانان کشورهای اسلامی اشتیاق مردم جهان به درک حقایق، آشکار شدن ماهیت پلید طرفداران دروغین حقوق بشر، دموکراسی و عدالت نزد ملت های تحت ستم جهان، رسوایی و انفعال امپریالیسم تبلیغی و طرد استکبار، همه و همه از برکات انقلاب اسلامی ایران است. چنان که قائد فقید و فرزانه انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: «بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامی ایران دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است و می رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستکبران فرو ریزد».

قرآن و انقلاب در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب، می فرمایند: «مردم ایران عاشق قرآن هستند و انقلاب اسلامی راه را برای پیوستن جوانان و نوجوانان به کاروان عاشقان قرآن کریم گشوده است و امروز، روح قرآنی حاکم بر کشور است و جاذبه قرآن کریم، جوانان و نوجوانان را مجذوب محافل قرآنی کرده است. ایران اسلامی متکی به معارف قرآن است و نظام اسلامی در تلاش است که معارف قرآنی در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت ایران اسلامی شکست ناپذیر خواهد بود».

حامیان اصلی انقلاب از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر خردمند و فرزانه انقلاب، قشر محروم جامعه را طرفداران واقعی نظام اسلامی می دانند و چنین می فرمایند: «حامیان اصلی انقلاب اسلامی طبقه محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند، به دو دلیل: اولاً، چون احتیاجات شان بیشتر است و عدل این را اقتضا می کند و ثانیا چون آنها پشتیبانی شان از نظام جدی تر و همیشگی تر است و از اول این جور بوده است. توی جبهه ها چه کسانی بودند؟ نسبت ها را ملاحظه کنید. خیلی از این پولدارها از این مرفهین جامعه، از این بی دردها و بی احساس ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و این ها جنگ را حس نکردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش ؛ و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشین شان می شدند و می رفتند یک جای دیگر و راحت استراحت می کردند و نفهمیدند بر سر این مملکت چه گذشت».

فجر بیداری

رسید موسم بهمن بهار باز آمد جلال محفل ما، یار دل نواز آمد
به پاست خیمه آلاله های صحرایی «و ان یکاد» بخوان موسم نیاز آمد
درون هر ورق سبز بنگری، بینی جمال یوسف مصری در این تراز آمد
چراغ لاله فروزان شد از دم عیسی شمیم یاد عزیزانِ پاکباز آمد
زمان، زمان طلوع است و فجر بیداری کنون که جلوه خورشید برفراز آمد

بهار آفرین قرن ها خزان

گلبوته عشق شکفت و بلبل حدیثی تازه گفت، پنجره های دیدگان ما، به تپشی شورانگیز روی آوردند و گوش هامان نغمه ای نو و دلکش شنید. دل های امیدوار و جان های مشتاق، دستان خویش را به سمت آمدن نور گشودند و چنین سرودند:

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت یا وصل دوست یا می صافی دوا کند.

و تو آمدی و وصل دوست روزی ما شد. هاله ای از عطر آن گل غایب را برگرداگرد چهره ات دیدیم و آهنگ هماهنگی از صدای قدم های استوار و مصمم ات شنیدیم. اینک، لب های درختان، حنجره های بلبلکان، نوای مرغان عشق و فریاد همه یاران این است که «امام آمد». روح خدا آمد و بهار آفرینِ قرن ها خزان آمد.

نشاط سحر

خیزید که هنگام نشاط سحر آمد شب رفته و خورشید ز مشرق به در آمد
برپا شده صد ولوله در گلشن توحید کز بام فلک مرغ صبا خوش خبر آمد
آمد پی ایجاد سحر ناجی خورشید بر جان خدایان دروغین تبر آمد

آسفالتهای رنگی


آسفالت رنگی از رویا تا واقعیت با رنگدانه های آلمانی شرکت رنگچی :

رنگدانه‌هایی است که قرار است از این پس لابه‌لای ذرات قیر بنشیند تا برای از بین بردن سیاهی یک‌دست سطح جاده‌ها از قوطی‌های رنگ، کارگران قلم مو به دست، ماشین‌های رنگ‌پاش و رنگ‌کاری چند‌باره آسفالت‌ خیابان‌ها بی‌نیاز شویم.

 

به ‌دنبال ارائه و تولید آسفالت رنگی توسط شرکت رنگچی در کشور، از این پس این امکان وجود دارد که برای مشخص کردن محل عبور عابران پیاده، مشخص کردن بخش‌های مختلف بزرگراه‌ها، سطح سرعت‌گیر‌ها، کشیدن حصار در جاده برای مشخص کردن مسیر ویژه دوچرخه سواری و پیاده روی و محوطه های ورزشی و... از آسفالت رنگی به جای رنگ کردن سطح آسفالت استفاده کرد.

استفاده از آسفات رنگی هم دارای زیبایی بهتر و خاصیت اطلاع‌ رسانی بالاتری است و هم اینکه این آسفالت از ثبات رنگ بیشتری در مقایسه با رنگ کردن متوالی آن برخورداراست.

بالا بردن ضریب ایمنی جاده از دیگر محاسن آسفالت رنگی است که هنگامی ‌که سطح آسفالت را رنگ می‌کنیم، اصطکاک میان سطح و لاستیک ماشین کاهش می‌یابد و این مسئله به‌خصوص در مواقعی که هوا بارانی و جاده لغزنده است خطر بیشتری را به وجود می‌آورد، اما استفاده از آسفالت رنگی این مشکل را نیز مرتفع می‌کند.

صرفه‌جویی در میزان انرژی الکتریکی مورد نیاز برای روشن کردن سطح جاده‌ها در شب یا در مسیر‌های خاص همچون تونل‌ها از دیگر مواردی است که استفاده از آسفالت رنگی در جاده‌ها را موجه جلوه می‌دهد.

با استفاده از آسفالت رنگی در تونل‌ها هزینه انرژی روشنایی مورد نیز تا 30درصد کاهش می‌یابد

و مجموع  این عوامل باعث شده تا شهرداران محترم کشور و مهندسین و طراحان بخش های عمران و شهر سازی در پی دستیابی به تکنولوژی تولید آسفالت رنگی باشند.

تکنولوژی تولید قیر‌ رنگی مربوط به دهه 80 میلادی است و استفاده از آسفالت رنگی در کشور‌های اروپایی سال‌هاست که شیوه‌ای متداول است اما این شیوه با وجود برخورداری از یک تکنولوژی نه چندان پیچیده با یک تأخیر30 ساله به کشور ما رسیده است.

 

 

 

 

قیر، پسمانده‌ای است که از نفت خام به دست می‌آید. و نفت خام در برج تقطیر در 2مرحله تقطیر می‌شود. در مرحله اول مواد سبک مانند بنزین و پروپان در فشار اتمسفری از خوراک اولیه جدا می‌شوند و در دومین مرحله تقطیر که در فشاری نزدیک فشار خلأ صورت می‌گیرد، ترکیبات سنگینی چون نفت سفید و گازوئیل از ترکیب اولیه جدا می‌شوند. در نهایت آنچه از این 2مرحله تقطیر باقی می‌ماند، نانو‌کامپوزیتی است که از ذرات بسیار ریز جامد (آسفالتن) که در سیالی (گریس مانند ) مالتن.غوطه ‌ورند، تشکیل شده است و به آن قیر می‌گویند.

در مرحله بعد رنگدانه‌ قرمز آسفالت با افزودن اکسید آهن به قیر از پیگمنت های قرمز لنکسز آلمان ( بایر ) به دست می‌آید.

به گفته متخصصین برای تولید قیر رنگی استفاده از رنگدانه‌های معدنی ارجحیت دارد، چراکه رنگدانه‌های آلی در برابر تابش آفتاب از بین می‌روند و آسفالت به مرور زمان رنگ اولیه خود را از دست می‌دهد. ولی با استفاده از رنگدانه های اکسید آهن آلمانی ( بایفروکس ) تا زمانی که آسفالت در سطح معابر پایدار باشد رنگ آن نیز پا یدار خواهد بود.

شرکت رنگچی شیمی  تنها نماینده این رنگدانه ها در ایران افتخار دارد که  با تلاش مدیریت و متخصصین خود و با همکاری چند مجری تولید آسفالت در جهت معرفی و آشنایی دست اندر کاران این صنعت در کشور و همگامی با تکنولوژی روز دنیا اقدام به ارائه آسفالت قرمز در چند شهر و منطقه نماید .

برخی نمونه های اجرا شده شامل : سازمان عمران اصفهان – دانشگاه آزاد سمنان – شهرداری تهران ( بلوار کشاورز )

شرکت رنگچی ( بر خلاف نظر برخی از شرکت های مدعی برای پیچیده کردن این صنعت در بیان محدودیت تکنولوژیکی که  موجب محدودیت در تصمیم‌گیری نیز می‌شود،) آسفالت رنگی را صنعتی انجام شدنی و در دسترس دانسته و آن را ثابت نیز کرده است . و حالا که این فناوری تولید را داریم و مزایای استفاده از آسفالت رنگی هم کاملا روشن است، دلیلی وجود ندارد تا خودمان را از مزایای این روش محروم‌ سازیم.

البته مقرون به صرفه بودن این روش از دیگر روش ها را نیز از مزایای آن برمی‌شماریم .

با این وجود به گفته کارشناسان قیمت تمام شده آسفالت رنگی در مقایسه با رنگ کردن آسفالت کمتر خواهد بود و این نکته‌ای است که علاوه بر زیبایی، دوام و امنیت جاده استفاده از این نوع آسفالت را در مناطق خاص موجه می‌کند